گروهى از نويسندگان

حق اليقين شبسترى 29

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

و اين معنى را محبوس و مقيد زمان و مكان درنيابد ( بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ تمثيل آفتاب و ماه و كواكب را نسبت با بقاع در هر طرفة العين افولى و غروبى و مشرقى و مغربى است ( فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ ) حقيقت ) مفهوم - انا - در هر شخصى و متعينى در ميان دو طرف كه ظاهر و باطنست چون آن واقعست ميان دو طرف زمان و حركت واقعست ميان مبدا و منتهى و مانند خطوط كه سطوح از آن مركبند و نقطه كه اصل خطست عبارت از هويت بىكيفيتى است كه در اشخاص روان شده ( كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ) تمثيل . قطره باران در وقت نزول ريسمان نمايد و نقطه گردان دايره و سراب آب ( يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً ) تمثيل هيئت اجتماعى از جمله اجزاى مركبست و هيئت اجتماعى نسبت است و عرض هر زمانى معدوم مىگردد و مركب بعدم هر جزوى معدوم مىشود و امور معقوله نيز نسبت با مكاشفات همان اعتبار را دارد كه اعتباريات نسبت با معقولات بلكه محسوسات در عقل ازآن‌روى كه ايشان نيز متعينند و تعين در غير وجود جز عرض نيست و حكم عرض معلوم ، فىالجمله بر ناصيه غير مطلقا رقم عدم كشيده‌اند كه ( كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ تمثيل ) هيئت و صورت شخص بحسب كميت و كيفيت بعد از مدتى به ضرورت